کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت: "روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است."
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد.
بعد کشیش از او پرسید: "تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟"
مردک گفت: "من روماتیسم ندارم."
اینجا نوشته است "پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است" !!
کلاس های تخصصی برای خانم ها
ثبت نام تا پایان خرداد ماه
توجه به دلیل پیچیدگی و مشکل بودن موضوعات، برای هر کلاس بیش از 8 نفر ثبت نام نمی شود.
کلاس 1
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 8 متر جای پارک قرار دهید؟
برگزاری به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدت: 4 هفته، دوشنبه ها و چهارشنبه ها از ساعت 19 الی 21
کلاس 2
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی
ادامه مطلب
امروز به سایت خیلی جالبی برخوردم، حیفم اومد نبینینش ! از اونجایی که مطلب خاصی در موردش نداشتم بنویسم، تصمیم گرفتم بخش جدیدی رو افتتاح کنم با عنوان "معرفی سایت" تا از این به بعد سایت های خوب و جالب در این بخش برای شما دوستان معرفی بشه.
اولین مطلب هم در مورد سونامی مهیب ژاپن و نابودی فوکوشیما است البته از روایت گوگل.
فوکوشیما از روایت گوگل
لطفاً تا باز شدن کامل سایت صبر کنید.

برج پادشاهی قرار است بلندترین ساختمان دنیا باشد، آنچنان بلند که برج خلیفه دبی با 828 متر ارتفاع در کنار آن یک ساختمان کوتاه خواهد بود ! هنگام تماشای این آسمانخراش 1600 متری مراقب کلاه تان باشید !!

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیافتاده.
ادامه مطلب
دو راه و یک علامت سوال
دو راه و یک پرسش
پرسشی بسیار ساده
ماندن یا رفتن؟
ماندن در یک راه
یا رفتن در راهی دیگر
رفتن گاهی زیباست
اما انتهای راه ناپیداست
جاده همیشه تسلی بود
این بار اما دلهره ای هست
وجود سرکش و آزادم بیقرار است
قلبم را محکم گرفته ام
کوچک است و رنجور
ترسی هست
ترسی از گم کردن
ترسی از شکست
کدام راه؟ کدام جواب؟
آیا جاده این بار همراهم خواهد بود؟
رفتن چه حاصلی خواهد داشت؟
راهِ رفتن چگونه ست؟
زیبا ودوست داشتنی
یا کویری خشک؟
افکارِ بی رحمِ مهاجم
ذهن خسته ی آزرده ام را تازیانه می زند
برای پاسخ به دنبال نشانی می گردم
شاخه های لخت و عریانِ درختِ انجیرِ پشتِ دیوار
نشان از تحرکی ندارد
آن طرف تر اما، رود کوچک شهر
شاد و خروشان
با هیاهوی بسیار، زندگی را نوید می دهد
-صدایش همیشه آرام بخش شبهای بی خوابی ام بوده-
آسمان هم ابری و بغض گرفته ست
نشانی نیست
خدایا تقلبی نمی توان کرد؟
تقلبی ، کمکی...
-شاید به تنبیه تقلب هایی که رساندم و گرفتم
یاری نمی رسانی-
حس غریبی دارد جاده ی دو راهی
کاش می توانستم جاده را بهتر بشناسم
اما...
دو راه و یک علامت سوال
پاسخش ساده ست
اما هرکدام دنیایی را رقم خواهند زد
دو راه و یک پرسش
باید به کدام اندیشید؟
معاون خطاب به مدیر تولید گفت:
ادامه مطلب
...
...
...
نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!
تبلیغات